اما متأسفانه با این یکی نمیشود با همان سبک پیامک یا پیام مولتیمدیا برخورد کرد. اینترنت نیز نیست که بشود موقتا تعطیلش کرد حتی اگر کل شبکه مخابرات نیز قطع شود باز هم بلوتوث کار میکند؛ این یعنی رسانه جدید.
بلوتوث، پروتکل استانداردی است که ارتباطات بیسیم میان دو دستگاه اعم از رایانه، تلفنهمراه و دستگاههای دیگر را در برد کوتاه امکانپذیر میکند.
بلوتوث امروزه در لپتاپها، رایانههای جیبی، دوربینها، چاپگرها، تلفنهای همراه، موس و کیبورد، دستگاههای پخش موسیقی دیجیتال، اسپیکرها، خودروها و حتی دستگاههای پزشکی مانند دستگاه مونیتور قلب مشاهده میشود.
خب حالا با این فناوری چه باید کرد؟ برای پاسخ به این سؤال باید کمی از عقبتر شروع کرد. از زمانی که داستان ورود فناوری به ایران مطرح شد برخی به آن به چشم تهدید نگریستند و برخی به چشم فرصت. اصل دعوا از همین جا آغاز میشود. اگر فناوری و بهخصوص فناوریهای جدید رسانهای تهدید تلقی شود تمام تلاشها بر این متمرکز میشود که چگونه میتوان با آن مقابله کرد، هزینه و بودجههای هنگفت صرف میشود تا از رشد آن جلوگیری شود، هم و غم متولیان فرهنگی هم این میشود که به خانوادهها و مردم هشدار بدهند که این فناوری حامل فلان تهدیدها و خطرها است و هر روز داستانهای جدید و وحشتناکتری از عواقب استفاده از این فناوریها بیان میشود. اسامی این فناوریها تبدیل به کلمات ممنوعه میشود. بعد کلی انرژی صرف میشود تا مثلا شاهد مثال آورده شود از مضرات و عواقب و پیامدهای منفی این فناوریها در آن سوی آبها و البته این تلاشها هرگز منجر به توقف کاربری این فناوریها در داخل نمیشود.
اما اگر به فناوریهای جدید به چشم فرصتی جدید نگاه شود کل ماجرا، روند دیگری خواهد پیمود. آن وقت تلاشها بر این متمرکز میشود که در باره نحوه استفاده از این فناوریها در جامعه، برنامهریزی شود، بر موج رشد فناوریها سوار شویم و به این بیندیشیم که چه محتوایی را میتوان در بستر این فناوریهای جدید رسانهای جاری ساخت. این رویکرد منجر به تولید محتوا، برنامهریزی کاربردی، ارزش افزوده، سرگرمی، تفریح، آموزش، انتقال مفاهیم و دانستهها و تجربیات بر بستر این فناوریهای جدید میشود.
داستان بلوتوث عینا همین داستان است.
بله ما هم در باره فیلمهای غیراخلاقی که میلیونها بار از طریق بلوتوثهای ناشناس بین مردم در مترو و اتوبوس ردوبدل میشود، بسیار شنیدهایم و اتفاقا آنها را ساخته و پرداخته ذهنهای متوهم نمیدانیم، اما مسئله اینجاست که ما چه محتوایی برای انتقال بر بستر فناوری بلوتوث تولید کردهایم؟ آیا فرهنگ، تمدن، آموزههای ملی و دینی ما قابلیت تبدیل به محتوای بلوتوثی ندارد؟
اخیرا خبری منتشر شد که جهاد دانشگاهی جشنواره بلوتوثهای قرآنی را برگزار میکند. آفرین به این تفکر. اگر هر سازمانی، هر نهادی، به این فکر کند که ظرفیتهایش برای تولید محتوا در قالب این فناوری چیست و از این فناوری رسانهای جدید چه استفادههایی در سازمان میتوان انجام داد، آن قدر محتوا تولید میشود که فضای غالب بلوتوثهای ردوبدل شده در میان مردم را همینها پر میکند.
اگر به جای تحریم ورود تلفن همراه به مدارس، بر عکس به این اندیشیده شود که تلفن همراه چه ظرفیتهایی برای آموزش دارد، شاید مشکل تا حدی برطرف شود. کشورهایی هستند که از جذابیت موبایل برای ارائه تحقیقات دانشآموزان، پرسش و پاسخ، انتشار متون درسی و کتاب ها، بروشورهای کمک آموزشی، بازیهای آموزشی روی موبایل و مستندسازی و فعالیتهای گروهی دانشآموزان استفاده میکنند. بله چون این امور زحمت دارد و ما هم بودجه و نیروی انسانی و محتوای کافی دیجیتال نداریم، بهترین راه این است که صورت مسئله را پاک کنیم و این طوری هیچ کس به زحمت نمیافتد و اساسا مسئلهای وجود ندارد که بخواهیم حل کنیم.
یا مثلا بلوتوث قابلیت فراوانی برای راهنمایی ارباب رجوع در سازمانها و ادارهها، بازدیدکنندگان نمایشگاهها، مراجعین بانکها و نشر اطلاعات در تیراژ بالا دارد. در کنفرانسها و همایشها نیز میتوان از این فناوری استفاده مثبت کرد. به تازگی نسل جدیدی از بلوتوث با قابلیت انتشار در فاصلههای زیاد (بالاتر از10 متر متداول و گاه تا چند کیلومتر) نیز ابداع شده است.
از این فناوری میتوان حتی برای ارتباط میان ماشینها، وسایل و ابزار مختلف الکترونیکی استفاده کرد. بلوتوث چیزی مانند خود تلفن است. سال گذشته خبری در باره نصب سامانه هوشمند بلوتوث سلامت در بیمارستانهای کشور منتشر شد که بر مبنای آن بیماران و مراجعان چندین بیمارستان در تهران از طریق این سامانه میتوانستند اطلاعاتی شامل نرم افزار، کتاب و متون مولتیمدیای آموزشی در زمینه پیشگیری از آنفلوانزای نوع A را از طریق بلوتوث دریافت کنند.
|
|
