دانشجویان به عنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین گروههای اجتماعی همواره مورد توجه سیاستگذاران نهادهای آموزشی بوده اند و برنامه ریزی جامع جهت توانمند نمودن استعدادها و ظرفیتهای فرهنگي ايشان از جمله اقدامات اوليه براي كارآمد نمودن اين جامعه فرهيخته به حساب ميآيد. دانشجويان به عنوان عناصر اصلي فرهنگ و علم جهت رشد و پيشرفت جامعه بسيار مؤثر خواهند بود. از سوي ديگر، تقويت دانشگاه در راستاي تحقق دانشگاه تمدن ساز نوين اسلامي ـ ايراني مقولهاي است كه مورد توجه سياستگذاران فرهنگي نظام آموزش عالي كشور در سال اخير قرار گرفته است.
بر اساس جريان شكل گرفته فوق الذكر، بدون ترديد يكي از اركان اساسي در جهت تحقق دانشگاه تمدن ساز و در جهت برنامهريزي فرهنگي در دانشگاهها، توانمند نمودن عنصر دانشجو به عنوان بدنه پيشرو اين هدف اساسي است. دانشجو به عنوان محور اصلي برنامههاي مختلف دانشگاه ضمن گذراندن دورههاي آموزشي، وقت خود را صرف فعاليتهاي فرهنگي نيز مينمايد.
اوقات فراغت به عنوان مسئله اي مهم همواره از سوي مسئولين دانشگاه مورد توجه بوده است. اوقات فراغتي كه بيش از همه در خوابگاه سپري ميشود و از اين رو طبعا سرمايه زماني بسياري، بدون توجه رها مي شود.
طرح ايجاد خانههاي فرهنگ در كنار خوابگاههاي دانشجويي، به عنوان گامي موثر در جهت توجه به اوقات فراغت دانشجو مي تواند به برنامهريزي اوقات فراغت دانشجو در خوابگاه منجر شود و البته با تقويت دانشجو در خوابگاه و فراهم نمودن زمينه هاي مناسب در جهت بهرهگيري از محصولات و خدمات فرهنگي، كاركرد دانشگاه به عنوان منبع مولد فرهنگ به واقعيت نزديكتر خواهد شد.
از اين رو، معاونت فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري در اقدامي نو و بديع با تلاش مستقيم دفتر امور فرهنگي و با همكاري دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي سراسر كشور از بهمن ماه سال 84 اقدام به راهاندازي خانههاي فرهنگ در كنار خوابگاهها نمود.
خانه فرهنگ، مكاني است در كنار خوابگاههاي دانشجويي كه در راستاي ساماندهي اوقات فراغت و افزايش نشاط و توانمنديهاي فرهنگي، هنري، اجتماعي دانشجوان طراحي و اجرا شده است و از واحدهاي زير تشكيل شده است: 1ـ كتابخانه 2ـ نگارخانه 3ـ بانك نرمافزارهاي فرهنگي 4ـ سالن اجتماعات 5ـ كلاسهاي آموزشي 6ـ سايت كامپيوتر 7ـ ويدئو كلوپ
8ـ سالن مطالعه 9ـ سالن نمايش 10ـ قسمت اداري
ساماندهي اوقات فراغت دانشجويان، ارتقاء وضعيت فرهنگي خوابگاههاي دانشجويي، افزايش فعاليت فرهنگي جمعي در خوابگاههاي دانشجويي، توانمندسازي دانشجويان و افزايش روحيه اعتماد به نفس، افزايش آگاهي هاي اجتماعي، فرهنگي، هنري، به واسطه آموزش، يادگيري مهارت هاي مختلف ارتباطي، معرفي آثار دانشجويي به واسطه برگزاري گالريهاي هنري و نمايشگاههاي فرهنگي و هنري، كاهش افسردگي، مشاركت دانشجويان در امور فرهنگي خوابگاه، برگزاري مراسم و برنامههاي جمعي فرهنگي از جمله كاركردهاي خانههاي فرهنگ به حساب ميآيد.
توانمندسازي گروههاي دانشجويي از طريق فعاليتهاي فرهنگي ميتواند با دو رويكرد قابل دستيابي باشد. در رويكرد اول كه عبارت است از برنامهريزي تمركز گرايانه و از بالا به پايين (Topdown) برنامهها و فعاليتهاي توانمندساز، براساس نيازسنجيهايي كه انجام ميشود، توسط مسئولان آموزشي / فرهنگي دانشگاهها براي دانشجويان طراحي و اجرا ميشود. در اين شيوه از توانمندسازي، كليت برنامه به صورت متمركز در نهادهاي متولي طراحي شده و بر اساس نيازهاي اولويتبندي شده دانشجويان، مراكزي به نام خانههاي فرهنگ تأسيس و در آنها فعاليتهايي براي رفع نيازهاي فوق الذكر انجام ميگيرد. اين فعاليتها در قالب پروژههايي انجام ميشوند كه انعطافپذيري كمتري داشته و ممكن است با اقبال كمتري مواجه گردند. به عنوان مثال در يك خانه فرهنگ دانشجويي كه به صورت Topdown ايجاد گرديده است. فعاليتهاي توانمندساز زير ميتواند انجام پذيرد.
فعالیتهای خانه های فرهنگ به منظور توانمندسازی فرهنگی دانشجویان
تقسیمبندی شکلی تاثیر مهمی در نتایج توانمند سازی (و نه نوع فعالیت ها) دارد. توانمندسازي گروههاي دانشجويي از طريق فعاليتهاي فرهنگي به دو رويكرد اساسی تقسیمبندی می شود.
الف- رویکرد اول
در رويكرد اول كه عبارتست از برنامهريزي تمركز گرايانه و از بالا به پايين (Topdown) برنامهها و فعاليتهاي توانمندساز، بر اساس نياز سنجيهايي كه انجام مي شود، توسط مسئولين آموزشي و فرهنگي دانشگاهها براي دانشجويان طراحي و اجرا مي گردد. در اين شيوه از توانمند سازي، كليت برنامه به صورت متمركز در نهادهاي متولي طراحي شده و بر اساس نيازهاي اولويتبندی شده دانشجويان، مراكزي به نام خانههاي فرهنگ تأسيس و در آنها فعاليتهايي براي رفع نيازهاي فوق الذكر انجام مي گيرد. اين فعاليتها در قالب پروژههايي انجام ميشوند كه انعطاف پذيري كمتري داشته و ممكن است با اقبال كمتري مواجه گردند. به عنوان مثال در يك خانه فرهنگ دانشجويي كه به صورت از بالا به پایین ايجاد گرديده است، فعاليتهاي توانمند ساز زير مي تواند انجام پذيرد:
1ـ آموزش كار گروهي:
كار گروهي فعاليتي است هدفمند، بوسيله گروههاي كوچك نياز محور و وظيفه محور كه براي برآورده شدن نيازهاي اجتماعي – احساسي و يا انجام وظايف، اجرا مي شود؛ تمركز اين فعاليت بر افراد عضو گروه -گروه به عنوان يك كل و يك سيستم ارايه خدمات قرار دارد.
اين تعريف واجد چند عبارت كليدي است كه واقعياتي پيش روي ما قرار مي دهد:
الف) فعاليت هدفمند يك فعاليت برنامهريزي شده و منظم است كه در زمينه كاري حرفهاي گروه به وسيله افراد گروه انجام مي گيرد. فعالیت هدفمند داراي اهداف بسياري مانند آموزش اعضاء، رسيدن به رشد فردي، حل مسايل و غيره است.
ب) عبارت « گروههاي كوچك » امكان شناسايي افراد را به عنوان عضو نشان مي دهد تا بتوانند ارتباطات متقابل داشته و تفكرات و احساسات خود را به وسيله فرآيندهاي ارتباطي شفاهي و مكتوب رد و بدل كنند. در واقع در اينجا تأكيد می شود كه هر يك از اعضاي گروه بايد توسط ديگر اعضاء قابل شناسايي باشند، به نحوي كه هر عضو بتواند با ديگري تعامل و رابطه داشته باشد.
ج) دو نوع گروه تحت عنوان « گروه نياز محور» و « گروه وظيفه محور» وجود دارند. گروههايي كه در آن به برآورده شدن نيازهاي شخصي اجتماعي _ احساسي كمك مي شود گروه نياز محور و گروههايي كه با هدف به انجام رساندن يك وظيفه تشكيل مي شوند گروه وظيفه محور خوانده مي شوند.
د) هر گروه داراي يك « تمركز دوگانه» است. بعضي از گروهها بر افراد عضو و برخي ديگر بر گروه به عنوان يك كل تأكيد دارد. هر دو ( هم اعضا و هم گروه ) سوابق، الگوهاي توسعه، نيازها و اهداف و الگوهاي عملي مشخص دارند كه بايستي مورد توجه قرار گيرند.
هـ) هيچ گروهي در يك «محيط» ايزوله و در خلاء به وجود نمي آيد. گروه از يك سو داراي ارتباط با جامعهاي ست كه از آن حمايت مي كند، به آن رسميت مي بخشد و بر روي هدفهاي آن اثر مي گذارد و از سويي ديگر گروه نيز در يك سيستم ارائه خدمات به همان جامعه مرتبط است و بر سرنوشت و تحولات آن جامعه تأثير مي گذارد.
از آنجا كه گروههاي دانشجويي، اعم از گروههايي از دانشجويان كه در راستاي منافع خود فعاليت مي كنند يا گروههايي كه به منافع و علايق فراتر از گروه خود مي پردازند، به منظور تداوم و پايداري نيازمند دريافت آموزشهايي از قبيل مهارتهاي كار گروهي، كار در گروه، مشاركت و... هستند. اين گونه آموزشها مي تواند از سوي خانه هاي فرهنگ دانشجويي به گروههاي دانشجويان ارائه گردد.
تسهيلگران و آموزشگران در خانههاي فرهنگ مي توانند كارگاههاي آموزشي با هدف معرفي مراحل پيوسته فعاليت گروهي، الگوها، روشها و فرآيندها را با موضوعات ذيل براي دانشجويان علاقمند به كار گروهي برگزار نمايند:
معرفي انواع گروهها: اعم از گروههاي شكل يافته و طبيعي و گروههاي نياز محور و گروههاي وظيفه محور.
برنامه ريزي گروه: شامل الگوهاي برنامه ريزي، تعيين اهداف، عضو گيري، تشكيل گروه و...
چگونگي شروع كار گروهي: شامل كمك به اعضاء، هدايت تشكيل گروه، چگونگي مرتبط سازي.
چگونگي اجراي كار گروهي: شامل كار در گروههاي نياز محور، كار در گروههاي وظيفه محور، شيوه هاي ساختار دهي كار گروهي و... .
دانشجويان با دريافت اين آموزشها مي توانند به تمرين در خصوص تشكيل گروههايي از قبيل، گروههاي علمي، حمايتي، امدادي و... بپردازند.
در اينجا براي روشن شدن موضوع به ارائه يك بررسي موردي در خصوص برنامهريزي گروه مي پردازيم:
يك تسهيل گر كه خود دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد مشاوره است متوجه شده كه برخي از دانشجويان دانشگاه داراي علايم افسردگي، اضطراب و ضعف اعتماد به نفس بوده و در روابط خود با ديگران به شدت با مشكل مواجهند. بيشتر اين دانشجويان به دليل دوري از خانواده و مواجهه با برخي از مسائل اجتماعي پيچيده در سطح شهر، با اين مسأله روبرو شده اند. وي فكر كرد كه يك گروه حمايت، بهترين راه براي كمك به اين دانشجويان خواهد بود. او برنامههاي خود را در قالب يك طرح توانمند سازي ارائه داد و برنامه ريزي گروه را شروع كرد. وي با اساتيد خود گفتگوهايي در مورد تجربياتشان در مورد دانشجويان افسرده ترتيب داد. براي داشتن انواع مشكلاتي كه اين دانشجويان با آن روبرو خواهند شد، با دانشكده جامعهشناسي تماس گرفت و با اساتيد آنها تبادل نظر نمود. علاوه بر اين با چند تن از دانشجوياني كه با اين مشكلات روبرو بودند در مورد تشكيل يك گروه حمايتي نظرخواهي كرد. آنها ابراز علاقه كردند. سپس با معاونت دانشجويي در مورد ايده هاي اوليه اي كه ارائه داده بود، صحبت كرد. وي تأكيد كرد كه اين گروه به برگرداندن اين نوع دانشجويان به دانشگاه و پيشگيري از مسائل بيشتر رواني، اجتماعي و ... كمك خواهد كرد. پس از ارزيابي اوليه، او بر تعريف اهداف و مقاصد گروه متمركز شد. وي هدف گروه را اين گونه بيان كرد: « دور هم جمع كردن دانشجويان براي بحث در مورد موضوعاتي مانند شروع به كار كردن، رفتن به دانشگاه به عنوان يك دانشجوي شاد و فعال، مقابله با مشكلات خانوادگي، و شيوه هاي برقراری ارتباط».
او دو نوع روش عضوگيري را برنامه ريزي كرد تا اطمينان يابد كه گروه تعداد كافي اعضاء را خواهد داشت. اهداف و مقاصد گروه پيشنهاد شده را طي جلسات متعدد براي همكلاسيهاي خود تشريح كرد و علاوه بر آن اطلاعيه اي نيز در اين خصوص در دانشكده منتشر نمود.
با وجود اين تلاشها تعداد افراد كمي در مورد گروه با او تماس گرفتند. اين افراد خواهان بازگشت به تحصيل بودند و اين گروه را مفيد دانستند ولي اكثر آنها براي وقت گذاشتن در اين گروه نيز مشكل داشتند. تسهيل گر از آنها خواست تا در جلسه اي براي ارزيابي گروه براي برآورده كردن نيازهايشان شركت كنند. دوازده نفر از آنان پذيرفتند كه در اين جلسه شركت كنند.
در طي اولين جلسه توجيهي، تسهيلگر يادداشتهايي در مورد شرايط اعضاء تهيه كرد. اعضاي گروه براي كمك به يكديگر در گروه تمايل را نشان دادند. با وجود اين كه در انتها هشت نفر تصميم به ادامه مشاركت در گروه را داشتند، او در مورد ارتقاء و بهبود فرآيندهاي گروه احساس خوبي داشت. وي اهداف گروه را تشريح كرد، به سؤالات افراد پاسخ داد و از اعضاء خواست در مورد نحوه كاركرد گروه اظهار نظر كنند. بعد از بحث و گفتگو، اعضا ابراز علاقه كردند تا در گروه شركت كرده تا با افرادی با تجربيات و شرايط مشابه ملاقات نمايند. اعضاء توافق كردند كه گروه از نوع گروههاي باز باشد و اعضاء در طول زمان عوض شوند ولي تعداد آنها از هشت نفر بيشتر نشود. علاوه بر آن، ايده هاي اوليه را در مورد نحوه برگزاري جلسات و عمومي نبودن، طول و تناوب آن و نقش تسهيل گر در گروه ارائه دادند. بعد از آن تسهيل گر اعلام كرد كه اعضاء مي توانند با هم تماسهاي غير رسمي نيز داشته باشند تا بتوانند بيشتر بحث نمايند و در جلسات گروه، اعضاء خواهند توانست اهداف فردي و قراردادهاي مربوطه را پيگيري نمايند. روي هم رفته جلسه توجيه، موفقيت آميز بود.
پس از آن تسهيل گر ترتيباتي را فراهم نمود تا معاونت دانشجويي دانشگاه نيز از گروه جديد حمايت نمايند. پس مكان مناسبي را براي جلسات تعيين كرد.
2ـ آموزش هنر:
خانههاي فرهنگ دانشجويي كه در خوابگاهها و اماكن آموزشي دانشگاهها ايجاد مي شوند، مي توانند مكانهايي مناسب براي تجربه هنري دانشجويان باشند. گروههايي كه براي آموزش و يادگيري هنرهايي خاص در اين خانه ها شكل مي گيرند، بايد اجتماعات كوچك دانشجويي را شكل دهند كه از طريق آن مي توان در قالب كارهاي گروهي به آموزش و تمرين مهارتهاي هنري به منظور بالا بردن خلاقيت و تفكر خلاق در ميان دانشجويان عضو اجتماع كوچك دانشجويي مبادرت نمود. فعاليتهاي هنري همچنين براي افراد و گروههاي دانشجويي امكان ابراز خود و دوري از خود بیگانگی را فراهم مي آورد. از جمله فعاليتهاي هنري در خانههاي فرهنگ مي توان به فعاليت هاي گروهي هنرهاي تجسمي، تئاتر، نويسندگي، موسيقي، تشكيل گروههاي سرود و... اشاره نمود.
3ـ آموزشهاي شغل يابي و كار آفريني:
به منظور بالا بردن توان و مهارت حرفهاي در دانشجويان براي شغل يابي پس از تحصيل و نيز ايجاد روحيه و توان كارآفريني در آنان، خانههاي فرهنگ دانشجويي مي توانند مكانهاي مناسبي براي ارائه اين گونه مهارتها و آشنا سازي شغلي براي دانشجويان باشند.
خانههاي فرهنگ دانشجويي از طريق روشهايي همچون ايجاد مكان تجربه حرفههاي گوناگون بويژه حرفههاي هنري، علمي و تحقيقاتي، مشاوره شغلي و برگزاري كارگاههاي آموزشي كار براي تقویت دانش نظري و درسهاي دانشگاهي، برقراري ارتباط با مراكز شغلي اعم از بخش صنعتي، اجرايي و پژوهشي به آشنا سازي شغلي دانشجويان بپردازند.
دانشجويان همچنين مي توانند در خانه هاي فرهنگ به كسب مهارتهاي كارآفريني بپردازند. چنانچه كار آفريني را فرآيندي بدانيم كه در آن فرصتها بوسيله افراد ( يا براي خودشان يا براي گروهها و اجتماعاتي كه در آن هستند)، بدون توجه به منابعي كه در كنترل آنهاست تعقيب مي شود، در اين صورت اجتماعات دانشجويي محل مناسبي براي تعقيب اين فرصتها و پياده سازي اين فرآيند خواهد بود. تسهيلگران حرفه اي نيز مي توانند در درون خانههاي فرهنگ از طريق آموزشهاي متنوعي كه به اجتماعات و گروههاي دانشجويي ميدهند موجب پديد آمدن سه عنصر كليدي كارآفريني در ميان دانشجويان شوند. اين سه عنصر عبارتند از: بينش، عملیاتی کردن بینش با مهارت های رهبری و اراده (اراده اي كه چيزي را بنا كند در آن رشد كند و پايدار بماند).[1]
اين سه عنصر چنانچه در يك اجتماع دانشجويي فراهم گردد، مي توان آن اجتماع را اجتماع كارآفرين دانست.
تسهيلگران و آموزشگران در خانههاي فرهنگ دانشجويي در خصوص آموزشهاي شغليابي و كارآفريني نقش هاي ذيل را ايفا مي كنند:
شناسايي مراكز اصلي كاريابي، كارآفريني و اشتغال. اين تسهيلگران بايد خانههاي فرهنگ را تبديل به سامانه مشاغل نمايند. بدين صورت كه از طريق برقراري ارتباط با مراكز اصلي مانند وزارت تعاون، وزارت كار و امور اجتماعي، وزارتخانه هاي ديگر و مراكز بخش خصوصي متناسب با رشته هاي تحصيلي دانشجويان مراجعه كننده و مهارتهاي آنان، سامانه اطلاعاتي به منظور معرفي مشاغل از يك سو و معرفي مهارتها و تخصصهاي دانشجويان از سوي ديگر راه اندازي شود. تسهيلگران و دانشجويان فعال در اين زمينه، مي توانند از طريق خانههاي فرهنگ، مهارتها و قابليتهاي موجود دانشجويان را به تفكيك و متناسب با مهارت و نوع رشته تحصيلي به مراكز اشتغال شناسايي شده و موجود در سامانه اطلاعاتي مشاغل، ارائه نمايند تا بدينسان ارتباط دانشجويان با مراكز شغلي گسترش يابد.
خانههاي فرهنگ دانشجويي مي توانند از طريق تشكيل گروههاي كار آفريني و شغليابي در ميان دانشجويان به شناسايي ظرفيتها و فرصتهاي ملي، استاني و محلي كه در خصوص اشتغال و مسايل مربوط به آن وجود دارند، بپردازند. تسهيلگران با كمك گروههاي دانشجويي ظرفيتهايي مانند وام هاي اشتغال و اعتبارات خرد، بخشهاي مختلف صنعتي و فرهنگي، خدماتي، آموزشي و... را در قالب کتابچههایي منتشر مي كنند تا از اين طريق زمينههاي اشتغال را به دانشجويان معرفي نمايند.
در خانههاي فرهنگ دانشجويي، تسهيلگران مي توانند از طريق برگزاري كارگاههاي آموزشي و گروههاي كاري به آموزش نوشتن خلاصه وضعیت (رزومه و CV) به دانشجويان بپردازند. به عنوان مثال مدلهاي مختلف خلاصه وضعیت براي موقعيتهاي شغلي مختلف به صورت كارگاهي به دانشجويان آموزش داده مي شوند.
خانه هاي فرهنگ دانشجويي در راستاي آموزش شغل يابي براي دانشجويان، مي توانند آموزش طرحنامه نويسي را در قالب كارگاههاي آموزشي و تمرينهاي گروهي در دستور کار خود قرار دهند.
تسهيلگران در خانههاي فرهنگ مي توانند به دانشجويان، انواع فعاليتها و پروپوزالهاي مرتبط با هر نوع فعاليت را معرفي نمايند. همچنين شيوه هاي نگارش پروپوزال به صورت فردي و گروهي از سوي تسهيلگران به دانشجويان آموزش داده مي شود.
خانه هاي فرهنگ دانشجويي مي توانند در راستاي آموزش شغل يابي و تسهيل ورود دانشجويان علاقمند به بازار كار سلسله نشستهايي را با حضور مديران، كارشناسان و كار آفرينان بخشهاي دولتي و خصوصي به منظور شناسايي مشاغل و ظرفيتها و فرصتهاي شغلي با دانشجويان در محل خانه هاي فرهنگ برگزار نمايند. تسهيلگران در خانه هاي فرهنگ دانشجويي وظيفه هماهنگي، مستند سازي و پيگيري مسائل مطروحه را بر عهده مي گيرند.
تسهيلگران مي توانند علاوه بر اقدامات در جهت آموزش شناسايي مشاغل به دانشجويان، گروههايي از دانشجويان را براي شناسايي ظرفيتهاي قانوني جذب بودجه، قوانين كار، قوانين استخدامي و... ساماندهي نموده و از طريق آنها به توضيح، تبيين و شناسايي قوانين و راهكارهاي قانوني جذب بودجه و ايجاد اشتغال بپردازند.
4ـ برنامه هاي هويت يابي:
از آنجا كه دانشجويان در ايران از شهرهاي و قوميتهاي مختلف در دانشگاههاي كشور تجمع مي كنند. بحثهاي هويتي معمولاً به صورت جدي در ميان قوميت ها و اقليت ها مطرح مي گردد كه معمولا آثار و تبعاتي را در پي دارد. خانه هاي فرهنگ مي توانند بحثهاي هويتي و قوميتي را هدفمند نموده و هويت ملي و قومی را در راستای یکدیگر تقويت نمايند. در فرآيند توانمند سازي فرهنگي، مشخص نمودن تأثيرات فرهنگي بر روي دانشجويان، يكي از مؤلفههاي اساسي است. از يك سو، همه مشاركتكنندگان مي توانند نسبت به پيشينه خاص خود آگاهتر شوند و از سوي ديگر فعاليتهاي فرهنگي و ارتباطي در خصوص آنها مي تواند باعث فهم بيشتر آنان از يكديگر شود.
5ـ فعاليت هاي علمي و پژوهشي:
يكي از فعاليتهاي مورد علاقه بسياري از دانشجويان، انجام كارهاي پژوهشي و علمي است. خانه هاي فرهنگ دانشجويي، مكانهاي مناسبي براي تشكيل انجمنهاي علمي- پژوهشي است. تسهيلگران مي توانند در خانههاي فرهنگ به آموزش مباني و روشهاي تحقيق کاربردی در علوم مختلف متناسب با علائق اجتماعي- دانشجويي بپردازند.
6ـ فعاليت هاي اوقات فراغت و سرگرمي:
خانههاي فرهنگ دانشجويي در صورت داشتن برنامه هاي متنوع مي توانند امكانات مناسبي را براي گذران اوقات فراغت دانشجويان در اختيار قرار دهند. تسهيلگران حاضر در اين خانه ها مي توانند با رويكرد توانمند سازي فرهنگي، برنامه هاي توانمند ساز را در راستاي ارتقاء مهارتهاي گذران اوقات فراغت به دانشجويان ارائه نمايند. برخي از فعاليتهاي قابل اجرا در خانه هاي فرهنگ عبارتند از: تورهاي سياحتي، بازيهاي خلاقانه، مسابقات فرهنگي ورزشي، پخش فيلم و برگزاري جشنواره هاي هنري و... .
7ـ فعاليتهاي مذهبي:
خانههاي فرهنگ دانشجويي مي توانند مكانهاي مناسبي براي ايجاد گروههاي مذهبي دانشجويان باشند. از جمله فعاليتهايي كه مي توان در حوزه امور مذهبي براي خانه هاي فرهنگ پيشبيني نمود مي توان به توانمند سازی از منظر دین، برگزاري جشنها و مراسم مذهبي، برگزاري جلسات پرسش و پاسخ مذهبي، سخنرانيهايي با موضوع مذهب، تورهاي زيارتي، مسابقات قرآني و... اشاره نمود. این مساله در بخشی مستقل به بحث گذاشته شده است.
8ـ فعاليتهاي خيريه و عام المنفعه:
گروههاي دانشجويي شكل گرفته در خانه هاي فرهنگ، از طريق فعاليتهايي مانند كمك به ايتام، فقرا، معلولين و ... مي توانند از لحاظ كار گروهي و مسئوليت پذيري اجتماعي مهارتهاي مناسبي را كسب كرده و در اين زمينه ها توانمند گردند.
9ـ آموزش مهارتهاي زندگي:
مهارتهاي زندگي مقوله اي است كه مبتلا به بسياري از افراد و مجامع دانشجویی است. فقدان اين مهارتها ممكن است موجب پيدايش آسيبهاي فراواني در زندگي فردي و اجتماعي گردد. مهارتهاي زندگي، توانايي هاي رواني، اجتماعي براي رفتار انظباطي و مؤثر هستند كه افراد را قادر مي سازند تا به طور مؤثرتري با مقتضيات و چالشهاي زندگي روزمره مقابله كنند. به عبارت ديگر مهارت در زندگي عبارتست از توانايي ايجاد روابط بين فردي مناسب و مؤثر، انجام مسئوليتهاي اجتماعي، انجام تصميمگيريهاي صحيح و حل تعارضها و كشمكشها بدون توسل به اعمالي كه به خود يا ديگران صدمه مي زنند. آموزش اين مهارتها به دانشجويان در خانههاي فرهنگ مي تواند گامی مؤثر در توانمندسازي فرهنگي و اجتماعي آنان باشد و از بروز آسيبهاي اجتماعي پيشگيري نمايند. مهارتهاي زندگي شامل ده مهارت اصلي و پايه اي مي شوند كه عبارتند از:
1ـ مهارت خود آگاهي
2ـ مهارت همدلي
3ـ مهارت برقراري رابطه مؤثر
4ـ مهارت روابط بين فردي سازگارانه
5ـ مهارت حل مسئله
6ـ مهارت تصميم گيري
7ـ مهارت تفكر انتقادي
8ـ مهارت تفكر خلاق
9ـ مهارت مقابله با هيجان
10ـ مهارت مقابله با استرس
آموختن و به کارگیری مهارتهاي زندگي از سوي دانشجويان، بر احساس فرد از خود و ديگران، به اندازه اندك ادراك ديگران از وي اثر مي گذارد. مهارتهاي زندگي بر احساس افراد از كفايت خود، اعتماد و عزت نفس اثر دارد و بنابراين نقش مهمي در سلامت روان دارد. همراه با ارتقاء سطح سلامت روان، انگيزه فرد در مراقبت از خود و ديگران، پيشگيري از بيماريهاي رواني، پيشگيري از مشكلات بهداشتي و مشكلات رفتاري افزايش مي يابد. شكل زير با يك مدل فرضي نشان مي دهد كه چگونه آموزش مهارتهاي زندگي با ارتقاء بهداشت روان و ارتقاء در آمادگي رفتاري و توانمند شدن فرد، او را به رفتاري سالم و اجتماعي مجهز مي كند.
|
احساس كفايت و كارآمدي |
|
آمادگي رفتاري |
|
رفتارهاي سالم و مفيد اجتماعي |
|
آموزش مهارتهاي زندگي |
مهارتهاي ياد شده از طرق مختلفي اعمال مي گردد:
1ـ خود آگاهي؛ از طريق آگاهي از نقاط قوت و ضعف، تصوير واقع بينانه از خود، آگاهي از حقوق و مسئوليتها، توضيح ارزشها، انگيزش براي شناخت.
2ـ مهارتهاي ارتباطي؛ از طريق ارتباط كلامي و غير كلامي مؤثر، ابراز وجود، مذاكره، امتناع، غلبه بر خجالت، گوش دادن.
3ـ همدلي؛ از طريق علاقه داشتن به ديگران، تحمل افراد مختلف، کاهش پرخاشگری در رفتار بين فردي، دوست داشتني تر شدن و احترام قايل شدن براي ديگران.
4ـ مهارتهاي بين فردي؛ از طريق همكاري و مشاركت، اعتماد به گروه، تشخيص مرزهاي بين فردي مناسب، شروع و خاتمه ارتباطات
5ـ مهارتهاي حل مسأله؛ شامل تشخيص مشكلات و علل و ارزيابي دقيق آنها، درخواست كمك، مصالحه براي حل تعارض، آشنايي با مراكزي براي حل مشكلات، تشخيص راه حلهاي مشترك براي جامعه
6ـ مهارتهاي تفكر خلاق؛ از طريق تفكر مثبت، يادگيري فعال (جستجوي اطلاعات جديد)، ابراز خود، تشخيص حق انتخابهاي ديگر ( براي تصميم گيري) و تشخيص راه حلهاي جديد براي مشكلات.
7ـ مهارتهاي مقابله با هيجانات؛ از طريق شناخت هيجانهاي خود و ديگران، ارتباط هيجانها با احساسات، تفكر و رفتار، مقابله با ناكامي، خشم، بي حوصلگي، ترس و اضطراب، مقابله با هيجانهاي شديد ديگران.
8ـ مهارتهاي تصميم گيري؛ شامل تصميم گيري فاعلانه و فعالانه بر مبناي آگاهي از حقیقت كارهايي كه مي توان انجام داد و آنچه كه انتخاب ها را تحت تأثير قرار دهد. تصميم گيري بر مبناي ارزيابي دقيق موقعيتها، تعيين اهداف واقع بينانه، برنامه ريزي و پذيرش مسئوليت اعمال خود، آمادگي براي تغيير دادن تصميم ها براي انطباق با موقعيتهاي جديد.
9ـ مهارتهاي تفكر انتقادي؛ از طريق درك تأثيرات اجتماعي و فرهنگي بر ارزشها، نگرشها و رفتار، آگاهي از نابرابري، پيشداوري ها و بي عدالتي ها، واقف شدن به اين مسأله كه ديگران هميشه درست نمي گويند و آگاهي از نقش يك شهروند مسئول.
10ـ مهارتهای مقابله با استرس؛ از طريق مقابله با موقعيتهايی كه قابل تغيير نيستند، استراتژيهاي مقابله اي براي موقعيتهاي دشوار (فقدان، طرد و انتقاد)، مقابله با مشكلات بدون توسل به سوء مصرف مواد، آرام ماندن در شرايط فشار و تنظيم وقت.
با توجه به راهكارهاي ذيل هر يك از مهارتهاي ده گانه زندگي مي توان برنامه ها و فعاليتهاي متناسبي را براي اجرا در خانه هاي فرهنگ دانشجويي طراحي نمود.
ب - رويكرد دوم
رويكرد دوم در توانمند سازي فرهنگي دانشجويان از طريق فعاليتهاي فرهنگي عبارتست از رويكرد توانمندسازي اجتماع محور. در اين رويكرد اجتماعات کوچک دانشجويی (Community) در خانه هاي فرهنگ تشكيل شده و از طريق فرآيندهاي مشاركتي و گروهي، فعاليتهاي مورد نياز گروههاي هدف در اين خانه ها ارائه مي گردد. نهادهاي مسئول در بخش عمومي در اين رويكرد تنها در قالب يك تسهيلگر ظاهر شده و مي توانند در راستاي تشكیل اجتماعات کوچک دانشجويي به ترويج و حمايت از تشكيل اجتماعات، گروهها، مشاركت، كار گروهي و... بپردازند. اين تسهيلگران پس از ايجاد اجتماعات دانشجويي مي توانند روشهاي نياز سنجي و برنامه ريزي را به دانشجويان آموزش داده تا آنان بتوانند براي خود فعاليت و برنامهريزي نمايند. وظيفه بخش دولتي در اين مرحله حمايت و پشتيباني قانوني و مالي از اين اجتماعات است. بنابراين در اين رويكرد ديگر برنامه ريزي از بالا به پايين وجود ندارد بلكه برنامه در سطح اجتماعات دانشجويي طراحي شده و جهت جلب حمايت از اجرا به مقامات رسمي اعلام مي شود. مقامات رسمي نيز در اجراي اين برنامهها، بویژه از طریق حمایتهای حرفهای به تسهيلگري مي پردازند. در رويكرد اجتماع محور، انعطافپذيري طرحها و برنامهها بسيار بالا بوده و اقبال اكثريت دانشجويان نيز مي تواند بسيار زياد باشد. برنامه ها و فعاليتهاي طراحي شده نيز ممكن است دامنه وسيعي را دارا باشد. از امور مذهبي گرفته تا ورزش و سياست مي تواند در اين دامنه گنجانده شود. نكته مهم آن است كه برنامههاي اين رويكرد مي تواند شبيه رويكرد نخست باشد اما مشروط به انتخاب توسط دانشجويان.
در پايان این فصل ذکر برنامه توانمندسازي دانشجويان دانشگاه دوبلين مي تواند به روشن تر شدن مطالب ما کمک نماید. در اين برنامه كه بيشتر محتواي آموزشي دارد در دو نيم فصل آموزشي دانشگاه موارد ذيل ارائه مي گردد:
بخش 1)
مهارتها و آگاهي مديريت زمان و خود
استراتژيهاي انگيزش
مذاكره مؤثر
رويكردها و روشهاي يادگيري مستقيم
مهارتها و تمرين ارائه مؤثر
برطرف كردن اضطراب و استرس در ارائه مطالب
بخش 2)
ايجاد عزت نفس و اعتماد به نفس
مهارتهاي ارتباط بين شخصي
آموزش ابراز خود
مديريت منازعات
بخش 3)
مهارتهاي ايجاد تيم و گروه
آگاهي فرهنگي
رويكردها و مهارتهاي تصميم سازي
استراتژي حل مسأله
رفتارهاي برنامه ريزي مؤثر
مديريت استرس
بخش 4)
آگاهي و رفتارهاي ترويج سلامت
رفتارهاي هدفمند سلامت
فعاليت انگيزه اي و عقلايي
پيشگيري از بازگشت به مرحله قبل
بخش 5)
آموزش رهبري
افزايش روشهاي رهبري
افزايش مهارتهاي مصاحبه
تسهيلگران فرهنگي و وظايف آنها در خانه هاي فرهنگ
تسهيلگر فردي است كه هر چند سِمت خاصي ندارد و تصميم گير و يا تصميم ساز نيست اما موتور محركه فعاليت هاست. نقش او در كارجمعي و گروهي، اداره جلسات و كار در دوره هاي مشاركتي است. وي نقشي هميار و كمك كننده و به تعبيري آسان كننده دارد تا افراد گروه بتوانند:
الف) شركت فعال در گروه داشته و مشاركت كنند.
ب) نظريات خود را با گروه به راحتي مطرح كنند.
ج) از تجارب و دانش خود براي ارتقاء تجارب و دانش جمع استفاده كنند.
د) با مشاركت فعال خود، گروه را در رسيدن به اهداف مورد نظر ياري دهند.
ه) با شناخت و آشنايي بيشتر با يكديگر، در دستيابي به خرد جمعي مدد رسانند.
و) فرآيند گروهي را به جلو ببرند.
ز) در رفع مشكلات، ارائه راهكارها و همكاري براي تصميم گيري و تصميم سازي ياري كنند.
يك تسهيلگر در فرآيند تسهيلگري گروه نقشهايي را بر عهده دارد:
1ـ اساسي ترين نقش تسهيلگر ايجاد محيط مناسب و مساعد براي تعامل گروهي است.
2ـ تسهيلگر كمك مي كند كه اهداف و نظريات افراد مختلف جمع آوري شود تا آنها بتوانند به اهداف و نظريات گروه به صورت مشترك دست يابند.
3ـ برمبناي خواستهاي فردي در گروه، آن دسته از اهداف را كه انگيزه جمعي را بر مي انگيزد دنبال مي كند.
4ـ تسهيلگر شرايط مناسب را براي رسيدن به اهداف جلسه مهيا كرده و می تواند گروه را در مسير اصلي هدايت كند. اما بهتر است حتی هدایت را نیز خود اعضای گروه بعهده گیرند.
5ـ تسهيلگر مرجع انعطاف پذير و بي طرفي است كه افراد در گروه مي توانند به راحتي از او استفاده كنند.
6ـ او موضوعات عاقلانه و عواطف و نگرشهاي مختلف را مي پذيرد و سعي مي كند توازن را در گروه برقرار كند.
7ـ در طول كار گروهي، تسهيلگر نسبت به احساسات شديد و يا عميق افراد حساس خواهد بود.
8ـ در جریان كار، تسهيلگر به نقاط ضعف و محدوديتهاي فردي خود آشنا بوده، و آنها را به راحتي مي پذيرد.
|
|
