در عرصه سیاست گذاری کلان فرهنگی و تدوین استراتژی راهبردی و به عبارتی
مهندسی فرهنگی،لازم است به هر دو سطح:دانشگاه(بخش های متولی امور فرهنگی
دانشگاهها)و سطح وزارتی(بخش فرهنگی وزارت علوم،تحقیقات و فناوری)توجه داشت
و در این سیاستگذاری،به مباحثی چون تدوین مجدد ساختاری پویا و انعطاف
پذیر(در عین انسجام و پایایی)،تهدیدها و فرصت ها،و نهادینه سازی تجربیات
در جهت شناخت نقاط ضعف و قوت اهتمام ویژه ای داشت.از سویی در جریان تصمیم
گیری و سیاست گذاری،تاثیر مسایل کلان فرهنگی--سیاسی کشور در تحرک فرهنگی
دانشگاهها و بازتاب برخی فعالیت های فرهنگی دانشگاهها در جامعه را
نیز،مورد عنایت قرار داد.اگر در وادی سیاست های فرهنگی،واقعیت نگری در
برخی جهات کمتر و از هم گسیختگی بیشتر باشد،نمی توان دورنمای مطلوبی برای
نتیجه این برنامه ها متصور شد؛از این رو در شرایط فعلی ،با تدوین استراتژی
کلان فرهنگی بر پایه ایده های نوینی چون دانشگاه تمدن ساز و داشتن اهداف
بزرگ دست یافتی و برنامه های ارزشمند بلند مدت می توان شرایط را برای
روندی تعالی بخش سامان بخشید.