دنیای عجیبی است. یکی میشود کاپیتان شهبازی و با کار مهمش انسانهایی را نجات میدهد. معروف می شود و از این شهرت استفاده میکند و کمپین جهانی تشکیل می دهد در محکومیت تحریم فروش هواپیما به ایران .
یکی هم در۱۴ سالگی جایزه بزرگترین جشنواره داخلی را از آن خود میکند و در فیلمهای بزرگی چون: درخت گلابی (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۶) ،اشک سرما (عزیزالله حمیدنژاد، ۱۳۸۱) ، به نام پدر (ابراهیم حاتمی کیا، ۱۳۸۴) ، گیس بریده (جمشید حیدری، ۱۳۸۴) ، سنتوری (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۵) ، میم مثل مادر (رسول ملاقلی پور، ۱۳۸۵) و ... نقش آفرینی میکند و به اعلا ترین درجه نیز می رسد اما خودشیفته می شود. گل شیفته را میگویم...
|
|
اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده.
مشرق--- سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.
مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!
این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.

امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.
بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.
تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم.
آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!
بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود.
فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم.
اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!

آزادي فرصت است؟ آزادي تهديد است؟ آزادي ....
براستي آزادي در تمام شاخههاي خود چگونه است؟
آزادي انديشه و بيان كه اساس آزادي است در شرق و غرب چگونه تئوريزه و اجرا ميشود؟ در اين سياهه سعي ما بر اين است تا گوشهاي از تفكرات غرب و اسلام را با بياني متفاوت در محضر شما بزرگواران مشق كنيم، تا باشد كه ديدگاه صحيح و قابل اجرايي، از اين مقوله چالشبرانگيز بشر در افق ديد عزيزان قرار گيرد.
آزادانديشي و غرب:
در ديدگاه فلسفي غرب آزادانديشي يا انديشه آزاد، انديشهاي است كه در طرز فكر ديني محدود نميشود و تحت تأثير مرجعيت، سنتها، احساسات و دگما قرار نميگيرد و صرفاً پديدهها را بدون تحليل عقل محض نميپذيرد.
با گذري بر تعاريف چند تن از دانشمندان غربي موضوع را به نقد و بررسي بيشتري ميگذاريم.ويليام كليفورد ، رياضيدان و فيلسوف بريتانيايي ميگويد: «هيچگاه درست نيست- براي همه و در هر كجا- كه هر چيزي را بدون مدارك كافي باور كنند»
همه چیز از آبان 1362 شروع شد...! وقتی که «دکتر عبدالله جعفرعلی جاسبی، فرزند اسکندر» ، رئیس دانشگاه نوظهور آزاد اسلامی که کمتر از یکسال قبل از آن با «پیشنهاد هاشمی رفسنجانی » برای «عبور از بحران كنكور و جوانان بیكار» درست شده بود، ساختمان نوساز دانشگاه آزاد اسلامی واحد «رودهن» را با «شصت و یک دانشجو» به دکتر «مهدی حسینی» تحویل داد! وقتی كه دكتر جاسبی با لبخند مخصوص و كمی مرموزش و با غرور روبان قرمز رنگ افتتاح دانشگاه را با قیچی برید، نه خودش، نه دکتر حسینی و نه هیئت همراهی كه برای كف زنی و صلوات فرستادن با اتوبوس به رودهن آورده شده بودند و نه حتی مردم رودهن که از تاسیس اولین دانشگاه در شهر کوچکشان خوشحال و كمی شگفت زده بودند فکر نمی کردند روزی شهرشان، رودهن با دانشگاه آزادش شناخته شود و نه با فرقه علی اللهی ها و نه با دوغ و كلوچه و...! بدین ترتیب رودهن خبرسازترین واحد دانشگاه آزاد در كل كشور، به خصوص از نظر «روابط دختران و پسران!» تاسیس شد.
ادامه مطلب را ببینید...
این مطالب از وبلاگ یکی از دانشجویان دانشگاه رودهن برداشته شده
چهارمين جشنواره ملي حركت در حالي كار خود را آغاز كرد كه تغييرات مهمي نسبت به دورههاي گذشته داشت. مهمترين اين تغييرات تعريف و برگزاري سطح دانشگاهي جشنواره حركت، قبل از سطح ملي آن بوده است كه خوشبختانه در اكثر دانشگاههاي دولتي و برخي دانشگاههاي پيام نور، جامع علمي كاربردي و غيرانتفاعي برگزار شد. تغيير ديگري كه اين دوره از جشنواره با آن روبرو هستيم برگزاري جشنواره پس از يك سال و نيم بود در حالي كه دورههاي قبل با فاصله زماني يكساله و در ارديبهشت ماه برگزار ميشد. تقارن جشنواره با فصل پاييز و سردي نسبي هوا باعث گرديد مسئولان اجرايي جشنواره فضاي كوچكتري به نمايشگاه جشنواره اختصاص دهند كه اين امر با آنكه مشكلاتي براي شركتكنندگان از نظر اندازه غرفهها بوجود آورد امّا همچنان صفا و صميمت و جنب و جوش و تكاپوي بيش از اندازه در انجمنهاي علمي دانشجويي موج ميزند. سطح دستاوردهاي انجمنهاي علمي نيز بيانگر اين است كه فضاي آرام ومتعادل انجمنهاي علمي به نسبت ساير تشكلها همچنان يكي از دلايل مهم موفقيت انجمنهاي علمي دانشجويي است.
در روز اول جشنواره با توزيع كاربرگ ويژه ارزيابي مرحله دانشگاهي جشنواره حركت، نتايج مهم و در خور توجهي بدست آمد. برگزاري جشنواره دانشگاهي حركت در اكثر دانشگاهها و استقبال از آن يكي از نتايج مهمي است كه شاهد آن هستيم. به نظر ميرسد فاصله زماني يكنيم ساله براي برگزاري اين دوره از جشنواره نيز حاكي از برگزاري مرحله دانشگاهي حركت است.

ساير نتايج بدست آمده نشان ميدهد زمان برگزاري مرحله دانشگاهي حركت از نظر فعالين انجمنهاي علمي زمان خوبي بود امّا درخصوص محل برگزاري آن در دانشگاهها جاي ترديد است. البته شايد به دليل كمبود فضاهاي مناسب در دانشگاهها اين امر حادث گرديده باشد. اكثريت قريب به اتفاق فعالين بر لزوم برگزاري جشنواره دانشگاهي حركت صحه گذاشتند امّا بر مشاركت همه انجمنهاي علمي در برگزاري آن نيز تأكيد كردند.
مشاركت حوزه فرهنگي دانشگاهها در برگزاري جشنواره خوب بود امّا شاهد مشاركت و تعامل مناسبي از سوي ساير حوزههاي دانشگاهي اعم از حوزه پژوهشي، آموزشي، گروهها و ساير نهادهاي دانشگاهي نبوديم. به نظر ميرسد با توجه به ارتباط موضوعي حوزه فعاليت انجمنهاي علمي دانشجويي با ساير حوزههاي درون دانشگاهي، لزوم همكاري بيشتر انجمنهاي علمي با نهادهاي دانشگاهي توصيه ميگردد. يكي از حوزههاي مهم فعاليت انجمنهاي علمي ارتباط با صنعت و جامعه و نهادهاي برون دانشگاهي است. امّا در جشنواره داخلي حركت اين حوزه از، دچار ترديد جدّي است و لازم است ارتباط با صنايع، مراكز برون دانشگاهي و حوزههاي مرتبط تقويت گرديد و برنامهريزيهاي لازم براي اين امر بيشتر شود.
سطح توليدات و دستاوردهاي انجمنهاي علمي، همچنين ايجاد فضاي رقابت سازنده در جشنواره دانشگاهي خوب بود امّا به دليل برگزاري اولين دوره اين جشنواره، مديريت مناسبي در برگزاري و اجراي آن نبود كه اميد ميرود در دورههاي آتي اين امر بهبود يابد. همچنين به نظر ميرسد گستره تبليغات و اطلاعرساني آن نيز محدود به فضاهاي خاصي بوده و مانور زيادي در اين باب داده نشده است.
جلب نظر اساتيد محترم در پيشبرد فعاليتهاي انجمنهاي علمي و ايجاد روحيه و انگيزه لازم در فعالان انجمنهاي علمي بسيار حائز اهميت است لذا جلب نظر اساتيد و همكاري ايشان با انجمن هاي علمي ضروري است و بايستي در اين زمينه كار كارشناسي صورت بگيرد. همچنين لازم است برنامههاي محتوايي و جنبي پرباري در كنار جشنواره دانشگاهي برگزار شود و محدود به برگزاري بخش نمايشگاهي آن نشويم.
آنچه در جشنواره حركت بسيار مهم است، حوزه داوري آن است. حجم انبوه فعاليتها و دستاوردها، گستره زياد آن، تنوع در موضوعات و رشتههاي موجود و ويژگيهاي شركت كنندگان كه همگي از دانشجويان فعال و كارآمد و با انگيزه هستند كار را بر امر داوري مشكل مينمايد. لذا با ويژگيهاي گفته شده، همة دانشجويان شركت كننده برگزيده جشناره به شمار مي روندو امكان انتخاب از بين خيل عظيم فعالان به سختي امكان پذير است. اميد مي رود برگزاري چهارمين جشنواره حركت سرآغاز جهشي نو براي دانشجويان عزيز باشد. همچنانكه ارزيابي كلي فعالين از برگزاري جشنواره ملي حركت مثبت است و اميد ميرود اين جشنواره همچنان ادامه يابد. به اميد ايراني سربلند با تلاش و فعاليت بي پايان انجمنهاي علمي دانشجويي.
کریم پورمرجان-مسئول ارزیابی چهارمین جشنواره ملی حرکت
